X
تبلیغات
کلاهی برای باران
 

 

 

 

قسمت اول

زندگي هميشه دچار پستي و بلندي است . هادي هم دچار پستي و بلندي هاي فراوان .....

از طرفي نمي توان تلاش او را انكار كرد و از طرفي هم نميشود باران را دختري كوچك و

ريز دانست . دوستي هادي و باران تثبيت شده و از حالت اشنايي خارج شده . اما چگونه ميتوان

اين دوستي را بر هم زد . ما اينجا جمع نشديم اين دوستي رو به هم بزنيم ولي دوست داريم هر كسي

سهم  خود را از توانايي هايي كه دارد و ميتواند بگيرد . ايا هادي ميتواند ارمان هاي باران را

بفهمد . ميتواند هنر را درك كند ؟ ميتواند عشق را بفهمد ؟ 

سابقه هادي خيلي شفاف و مسطح نيست شايد او در بين راه بماند و جا بزند و شايد اين

دوستي را بيش از دوستي با صنم ادامه بدهد .

خبر هاي گوناگوني در رابطه با باران . هادي . صنم . حسين . دوستان باران شنيده شده اما ما نميدانيم

دقيقا چه اتفاقي افتاده . گويا صنم و حسين به گروه باران و هادي نزديك تر شدن . و رابطه خوبي دارن

و گويا هادي به صنم انگشتر كادو ميده و باران هم لابد به حسين انگشتر كادو خواهد داد . و شايد

كلا جاشونو عوض كنن و هادي به صنم دوباره دوست بشه و حسين هم بره با باران دوست بشه .

البته حسين اگه اين كارو بكنه ضرر ميكنه . حالا بگذريم

باران در شرايطي به سر ميبره كه هادي براش هم خونه خريده و هم ماشين . ماشيني كه حتي ما از نزديك نديديم . و خونه ايي كه ما شايد يك مترشو هم نتونيم بخريم . ولي فقط نياز هاي باران نياز هاي

مادي است . ما هم دوست داريم بي م و ايكس هشت سوار بشيم اما نياز هاي ديگه ايي هم داريم كه

هادي نميتونه اونو جبران كنه . ايا هادي ميتونه شخصيت جنتلمني داشته باشه ؟ ميتونه خودشو خوشگل تر كنه ؟ ميتونه از هنر و فرهنگ و ادبيات چيزي بدونه ؟

ايا هادي ميتونه خودش به تنهايي بدون كمك حسين و صنم و پارتي هاش كاري براي باران انجام بده ؟

الان ما پنج ماه منتظر چاپ كتاب هستيم نيمدونيم اين كتاب واقعا وجود داره يا نه ؟

ايا اقامت خانم باران حل شده يا نه و اگر حل شده  كارت اقامت باران كو . ؟ چه كسي ديده ؟

ولي ما به اين باور رسيديم كه هادي توان مالي خيلي بالايي داره نه صنم اون قدر پول داره كه در فرمانيه

خونه بخره و نه باران . البته صنم شايد بتونه خونه بخره تو فرمانيه ولي اون همه پول نميتونه به هادي بده

پس در نتيجه هادي خودش ماشين و خونه رو خريده . حال بايد اعتراف كرد كه هادي توانايي مالي

نا محدودي داره و ما نميدانيم از كجا .

خبر هاي از دوستي عميق باران و صنم به گوش ميرسه و اين دو اگر هماهنگ باشن ميتونه براي هادي

مفيد باشه و از يك طرف دوستان نزديك باران شديد ا با باران اختلاف پيدا كرده اند ولي چرا ؟

باز نمي دانيم .

ايا هادي خيلي نزديك شده تا باران را مال خودش كند يا هنوز دو سال يا بيشتر مانده ؟

و ما مطالب بسياز زيادي هم اماده كرديم كه حتما در اينده خواهيم نوشت . فعلا

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 0:51  توسط دوستان | 

 

 

نوشته شده توسط جمعی از دوستان

 

 

شما دیگر 28 سالت شده، دیگر نباید از این کودک رفتاری ها بکنی. می خواهی

دخترها ها را بگذاری کنار، بسیار خوب، به همه دخترها كادو بده تا اوچ ثانیه از تو يك

قهرمان ملي بسازند ، یک چوب کردی در باسن سميرا بياتي حالا داري ضربه اشو

خودت ميخوري . تو مثلا دوست پسر باران كوثري هستي ميدوني باران كوثري كيه ؟

چرا نميخواي صلح كني و اون پرچم سفيد و نشون بدي دخترها که حالشان از تو و

ایل و تبارت به هم می خورد شايد يك روز تو را قهرمان ملي بدانند مثله ستار خان

بشوي هادي خان . البته تا اون روز ها خيلي مونده .

 

 

 

 

من به يك چيز متعقد هستم هادي جون در شرايط خيلي بدي داره با شما

ميجنگه و از نظر مالي شديدا تحت فشاره . درسته كه ماشين ايكس هشت

 خريده يا اپارتمان

خريده به گفته خودش ولي باور كنيد نفس هاي اخرشو داره ميكشه . هادي

نميتونه اين راه سخت و طاقت فرسا رو ادامه بده و قدرتش داره روز به روز

كمتر ميشه . و خودش

 

هم خسته شده . بدست اوردن باران كوثري به راحتي ها نيست

 

 

 

 

باران كوثري را قرار است از پدر مادرش بگیرند و بدهند به تو نه به شما. يادت است

برگشتی به صنم گفتي . سيهدير . گفتي من 10 ميليون پول خرج كرده ام . در حالي

 ما فكر ميكرديم

يك ميليارد پول خرج كردي الان هم همان ماجرا تكرار ميشود . ما ميدانيم تو قدرت

خريد ايكس هشت را نداري . سرو جمع اگر خودتو بكشي بيست ميليون پول خرج

كردي .

براي دختري مثله باران كوثري بايد شلوارتو هم بفروشي . تو لايق اون نيستي اينو

خودت هم ميدوني ولي چه كنم كه شايد هم نميفهمي يا ذاتن نفهمي

يك زماني دوستي با صنم تبريزي براي اقا هادي مايه خفت و خواري بود ولي حالا

براشون يه افتخار به حساب مياد به قول دوستمون اقا هادي 15 ميليون يا ده ميلون

خرج كرد در رابطه

با صنم و هزاران هزار سر كوفت زد . البته اين حرفهارو به خود صنم نميگفت به

حسين ميگفت حسين هم به صنم و مريم عزيزي و ندا و گلشيفته (دختر عموي

صنم ) . و خبر ها پخش

مي شد . اقا هادي اون روز ها يادته . داشتي سركوفت ميزدي . ميگفتي برين به

صنم بگين . يكي مدرك اكسفورد بده به تو وتو هم به يكي مدركه اكسفورد .

هادي خان خنگي هاي تو براي ما هميشه مشهود بوده و يه چيز ديگه صنم هيچ وقت

 با تو دوست نبود و هيچ وقت دوست نداشت . اون قدر به اين جمله معتقدم كه

دستمو ميزارم رو قران

چون من دوست صميمي صنم هستم ولي اگه صبر ميكردي و پاش وا ميستادي الان

 صنم ماله تو بود . چون صنم از تو خوشش نميومد بدش هم نميومد . وسلام

 

 

 

 

 

 

اينكه صنم دوست هادي بود يا نه هميشه براي من سوال بود . ولي من پي گير اين

ماجرا شدم و از گلشيفته پرسيدم ايا صنم با هادي دوست واقعي بود يا همين طور

الكي . ؟

گلشيفته دختر عموي خوشگل صنم بهم گفت : هادي و صنم با هم از طريق چت و

اس م اس رابطه داشتن و گاهي هم تلفني . ولي صنم هيچ گاه به طور واقعي هادي

 رو دوست

نداشت و به مرحله دوست داشتن نرسيده بود ولي طوري وانمود ميكرد براي هادي

 كه دوسش داره . حتي بد از قطع رابطه صنم با ايجاد وبلاگ و اس م اس هاي

عاشقانه

و چت كردن هاي التماس گونه به همراه دوستانش . در پي خنده و سرگرمي براي

 خود بود . من اين نقل قولو از خيلي ها شنيدم مثلا باران وكيلي . مريم عزيزي .

و............

گلشيفته يادم رفت

 

 

 

 

 

صنم تبريزي دختري بود پر حاشيه و شلوغ و اشرافي در حالي كه هادي از پشت كوه

 امده بود تبريز . اين دو تا اصلا به من نميخوردن حالا چي شد و چرا صنم باهاش

اشنا شد من نميدونم چرا . ولي يك واقعيت اين بود كه اگر هادي صنمو تحمل ميكرد

 الان تو لندن بود . الان براي خودش ادمه خيلي بزرگي بود . صنم دختري نيست كه

به كسي خيانت كنه همه وجودش همين كه دارين ميبين . ناگفته نماند باران كوثري

 هم خيلي دختره بزرگيه . شما فكر كنيد . اسمشو به زبان بيارين . باران كوثري

سوپر استار سينماي ايران . واقعا نميدونم چرا اين دختر هاي بزرگ و هنر مند گير

هادي مي افتن . البته اينو ميدونم كه همه اين ماجرا ها موقتي است . منظورم

دوستي باران كوثري و هادي است . هادي سناريوي صنم را تكرار خواهد كرد . هنوز

نه ماه نشده .

 

 

 

 

همه نگاه ها به صنم دوخته شده چرا . الان بايد از هادي و باران بگيم . باران كوثري

هنرمندي كه ذاتش و روحش با هنر گلاويز شده و هنري كه او دارد هيچ يك از ما

نداريم

هادي براي رسيدن به اون هنوز بايد جون بكند . و ما بايد منتظر باشيم تا نگاه كنيم

چه بر سر اين ماجرا خواهد امد . ايا هادي توان ايستادن تا كجا را دارد . ايا باز هم

شكست خواهد خورد

. به نظر خود من دوستان نظراتي خوبي در مورد هادي ميدن . ما نمي تونيم گذشته

هادي رو فراموش كنيم . هادي يه كم وسط هاي راه شايد كم بياره

و جا خالي بده و باران عوض اينكه بره اغوش هادي بره اغوش يكي ديگه .

 

 

 

 

ماجراي اين خونه تو فرمانيه همه دختر ها رو شوكه كرده . نميدونم واقعا هادي خونه

خريده تو فرمانيه يا نه ولي با ايكس خريدنش تمام ما رو غافلگير كرد . دوست ندارم

بيخودي از هادي

تعريف كنم ولي هادي تا حالا خوب پيش رفته . اين يك زنگ خطري است براي همه

دخترها اگه يك روز هادي با باران كوثري ازدواج كنه اون وقت ميخواي چي كار كني

خانم سميرا بياتي .

چه طور ميخواي بياي ولي عصر و با افتخار قدم بزني . به نظر من ما بايد دست به كار

 بكشيم و نزاريم دختري به نازنيني باران كوثري با هادي ازدواج كنه .

باران كوثري يكي از معصوم ترين و نجيب ترين دختران ايران است .

 

 

البته که صنم تبريزي حقش است که باید بهش فحش بدهند و خانوادش آواره لامکان

 باشد، چشمش کور . . وقتی برگشت توی پيتزا اترك گفت خانواده من از همان اول

 مرفه بودند و ما تاجر هستيم و داریم با پول آن زندگی می کنیم، باید حساب این

 روزها را می کرد. ، دختر حسابی! عامه مردم ایران خوششان می آید کسی مثل

باران كوثري بیاید جلوی دوربین و بگوید من یک پاترول دارم و پدرش تو سايت ها بگه

دختر من به فقير ها كمك ميكنه .. ،حسين هم اشتباه کرد. هی به خاطر هادي

پارتي پيدا كرد ، هی با هادي جون خوشگل رفت پايين شهر كادو خريد ، یادش رفت

که باید شارلاتان باشد، باید دروغگو باشد، باید جلوی مردم گردنش را کج کند و مثل

گداهای شاه عبدالعظیم بگوید من که بدن علیلی دارم، از مال دنیا هیچ ندارم ، اخرش

 هم گفتن او اختلاس كرده

. او دارد باز اشتباه ميكند . حسين جان به خدا قسم يك بار ديگر هادي جملات

گذشته را تكرار خواهد كرد . او احمقي است كه هم خودش را در مقابل خانواداش

ضايع كرد هم صنم را و هم

خودش را . او خوب و بد را نميفهمد

 

 

 

 

 

ایرانیان به قهرمان علاقه زیادی دارند، به همین دلیل هر شخصي مثله هادي را به

سرعت تبدیل به یک قهرمان می کنند و بعد او را تنها می گذارند.


-
ایرانیان کمی حسودند، به همین دلیل معمولا نمی توانند با هم کار کنند،،


امثال هادي در صد سال اخیر دچار نوعی شیزوفرنیای فرهنگی و خود بزرگ بيني

شده اند، قلب ما ایرانیان شرقی و مذهبی و سنتی و احساساتی است، اما عقل

مان غربی و لائیک و مدرن و عاقل است، به همین دلیل همیشه همه کارها در ایران

 نصفه و نیمه انجام می شود،ذ مثله ماجراي صنم و هادي وقتی عقل مان کاری را

شروع می کند، قلب مان با آن مخالفت می کند و وقتی قلب مان می خواهد رفتاری

 عاشقانه و احساساتی انجام دهد عقل مان جلوی او را می گیرد.


-
ما ایرانیان کمی هم دچار پارانویا هستیم، این مشکل در میان امثال هادي بیشتر

هم است، معمولا یک ایرانی وقتی دشمن داشته باشد راحت تر زندگی می کند، و

تقریبا همه ماها احساس می کنیم تحت تعقیب هستیم. مثله هادي . الان هادي

فكر ميكند ادم خيلي بزرگي است
-
به اندازه کافی عليه هادي حرف زدم، احتمالا شما هم که از طرفداران هادي

هتسيد این نوشته را می خوانید از دست من خیلی ناراحت شدید، اتفاقا قصد من

همین بود، بنابراین می توانید فرض کنید که وقتی من به عنوان یک نویسنده همین

حرف ها را به هادي ميتوانم رو در رو هم بزنم . اما به نظر من تا زمانی که ما در این

مورد حرف نزنیم و این رفتارها را نقد نکنیم بیماری های امثال هادي خوب نمی شود.


این یک داروی تلخ است، انتقاد از هادي و طرفدارانش و . این داروی تلخ را باید به هاد

ي و طرفدارانش خوراند، اما هادي اصولا به دارو هم بدبین هست ، یک جوری

احساس می کند كه این دارو مسمومش می کند ، از طرفی می ترسند با خوردن

دارو خوب بشوند و بعد مجبور شوند یک جور دیگر زندگی کنند، به عبارت دیگر از خوب

 شدن خوشش نمی آید. بنا براین شما به عنوان کسی که می خواهد این داروی تلخ

 را به هادي بخورانید با یک کودک شیطان و پر تحرک مواجهید که نمی خواهد خوب

 بشود و حاض نیست دارویش را بخورد.

همه ما ميدانيم امثال كوثري به تار موي صنم هم نخواهند رسيد اگر باران جايگاه صنم

 رو داشت حتما زير لحاف مردان غربي بود . از اون بزرگترش

گلشيفته فراهاني بود كه همه ما ديده ايم چه شد . معصوم تر از باران بود چهره اش

. خالق ميم مثله مادر بود . شايد باورش هم سخت باشد .

اما صنم . به نظر من اون پاكترين دختر كل كره زمين است . پاك بودن معني فراتر از

 بعضي چيز ها دارد كه امثال مريض هاي مثله هادي نميتوانند

درك كنن

+ نوشته شده در  شنبه دهم دی 1390ساعت 1:6  توسط دوستان | 
 

نوشته شده توسط : شیوا

شاید آنقدر که با صنم تبريزي اشنا هستيم با باران جون اشنا نباشيم . اين

دو تا تفاوت هاي عمده ايي با هم دارند . اول اينكه باران جون كه قيافه

 بسيار معصومانه و سر به زيري داره خيلي زرنگ تر از صنم و امثاله صنمه .

همه ما ميدونيم كه باران كوثري دختره خيلي با وجدانيه و از يك طرف هم

 شديدا ادمه مشهوريه . اگر هادي جون ما بتونه اين دختر خيلي بزرگ و با

عظمتو بگيره . شايد يكي از اتفاقات نادر قرن بيست يك اتفاق خواهد افتاد

. چون هادي يه پسر كاملا معمولي و با شرايط خانوادگي معموليه حالا شما

 فكر كنيد . كسي كه نه قيافه داره و نه هوش درست حسابي داره و نه

 شخصيت و منزلت باران كوثري رو داره ؟ چه طور ميخواد با دختري مثله

باران كوثري كه از نوك انگشتهاش تا موهاي سرش هنر ميباره ازدواج كنه ؟

 اخه ميشه ؟. من كه به سختي ميتونم باور بكنم . البته ميدونم كه هادي

 خيلي خوب تونسته مراحل دوستي خودشو تكميل كنه و تا حالا كم

 نياورده . شوخي نيست به باران كوثري ماشين ايكس هشت از نوع بي م

 او داده ماشيني كه فكر كنم تو كل ايران دو سه نفر بتونن سوارش بشن

. ولي اين پايان ماجرا نيست هادي و ادم هاي دور برش خيلي دوست دارند

 ما دختر ها رو ضايع كنن . و ميخوان بگن شما هيچ تاثيري نميتونيد روي ما

 و رابطه ما بگذاريد .

بابا ما كه با هادي مشكلي نداريم هادي خر كيه ؟ اخه . ما فقط دوست

 نداريم دختري به نازنيني و زيبايي باران كوثري بره زنه يه شغال بشه .

باران حيف نيست تو رو خدا ؟

وقتي به سكانس هاي فيلم اب حيواني نجيبي است نگاه ميكردم با خودم

 ميگفتم اي خدا چرا چرا چرا چرا . بايد اين دختره معصوم و هنرمند . زنه اين

 هادي بشه .

در كل هادي پسره بدي نيست ولي اصلا در حدو اندازه هاي باران نميتونه

باشه . مسلما خيلي از پسر ها هستن كه دوست دارن همه دارايشونو بدن

 و با باران ازدواج كنن .

ميدونيد از چه كسي صحبت ميكنيم . باران كوثري . تك ستاره سينماي ايران

 در بين دخترها .

در اخر اينو هم بگم كه ايكس هشت ماشينه خيلي گرون قيمتي است ولي

 ايا باران هزاران هزار از ماشين هاي اهني گرون قيمت بزرگ تر نيست ؟

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم دی 1390ساعت 1:5  توسط دوستان | 
 

سلام دوستان باران با فیلم اسب حیوانی نجیب است امد و برای ما از ان چهره معصومش باز یادگاری

به جا گذاشت . حتما این فیلم را هادی دیده است فیلمی که باران بدون جوراب با دمپایی های

با مزه اش میدود . باران چه کنم که تو را دوست دارم . نمیخواهم با هادی زشت ازدوا ج کنی .

اخیر خبر های رسیده که کسانی میخواهن در عیله ما وبلاگی باز کنن . خوب باز کنن .

ما دست به سینه نخواهیم نشت . فکر نکنید به این راحتی دست بردار خواهیم بود .

ما باید دروغ های هادی رو بر ملا کنیم و شخصیت واقعی هادی را برای روشن کنیم . چند اتفاق مهم

شاید در اینده بیوفته . بر اساس یش بینی های دوستان هادی تا ۵ ماه اینده و مدتی بعد از باران سیر

میشود . یعنی از باران که نمیشه سیر شد . خسته میشود . کم میاورد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 12:9  توسط دوستان | 
 

 

ماجرای اپارتمان هادی روز به روز داره به یکی از اخبار داغه دختر ها تبدیل میشه .

ایا واقعا هادی توانسته برای خودش اپارتمان بخرد . ایا این سناریو واقعیت دارد .

اگر هادی جان در فرمانیه یک اپارتمان خریده پس سندش کو . کلیدش کو . خودش به اپارتمان

خودش سر میزند ؟ اصلا ادرس اسن اپارتمان کجای فرمانیه است . ؟

اگه اونا راست میگن ادرس دقیق اپارتمان رو بگن ؟

به نظر من خریدن ایکس هشت واقعیتی است که نمیشود انکار کرد ولی این ماجرای فرمانیه .

۹۹ درصد دروغ از اب در میاد .

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 11:45  توسط دوستان | 
 

 

امیر هادی این نام اشنا برای تمام دخترها دست به کارهای بزرگی زده است . هادی با تمام توان

میخواهد به همه ثابت کند باران او را دوست دارد . چگونه باور کنیم ؟

هادی برای باران بی او و ایکس هشت خریده ؟ ایا میشود باور کرد ؟ ولی این اتفاق افتاده .

و باران هم دل به کادو های گران قیمت هادی داده است .

چه قدر ساده دل است این باران . من همیشه فکر میکردم حداقل این باران مثله  صنم نخواهد شد .

باران اشتباه بزرگی را مرتکب میشود نباید از هادی کادو گرفت .

چون هادی فردا پس فردا شاید بگوید من این همه پول خرج کرده ام . یا پول های من را به تاراج بردن .

خبرهای تکانم دهنده دیگری هم به گوش میرسد . میگویند هادی در فرمانیه تهران برای خودش نه برای

باران اپرتمان خریده . ایا این موضوع صحت دارد ؟

به نظر من شاید واقعیت نباشد چرا که هادی شاید با توجه به توانایی های خانوادگی بتواند برای باران

ایکس هشت بخرد ولی خیلی بعیید است که بتواند در شمال تهران ان هم در منطقه ای  به نام فرمانیه

برای خودش یک اپارتمان لوکس و ۳۲۰ متری بخرد . به نظر من این موضوع واقعیت ندارد . هادی چون فکر

میکند . برای باران ایکس هشت خریده حتما از این به بعد هر چی بگوید ما باور میکنیم .

 

باران جان فریب این زرق و برگ و نخور این چیز ها در مقابل هنر تو هیچ هستند . وقتی به

فیلم حیران نگاه میکردم و دیدم چگونه سکانس اخر فیلم را با ان چهره معصومت بازی کردی

و صدات و گریه هایت من را به گریه وا داشت . چگونه میتوانم تو را تصور کنم که فریب این چنین

پسری شدی ؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 11:37  توسط دوستان | 
 

 

باران تو نمیدانی پشت پرده چه چیز های نهفته . هادی احمقی است که فقط و فقط برای

رسیدن به تو دروغ میگوید . او سزاوار تو نیست . او نمیتواند ...................................

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 18:53  توسط دوستان | 
 

 

پگاه هم یکی از دوستان باران است گویی این قصه سر دراز دارد . این واقعا مایه تاسف است که

پگاه هم صحبت هادی باشد پگاه یکی از بزرگترین دختران عرصه سینماست

دوست داریم اشخاصی که با هادی صحبت میکنند متوجه شخصیت بی هوده او بشوند

حیف نیست این دختر با هادی حرف بزند یا بهش اس م اس بزند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 18:42  توسط دوستان | 
 

 

باران کوثری چگونه و چرا به یکی از زشت تریت پسرهای تبریز

بله گفت . ما باید تمام مسایل را بررسی کنیم و علت ان را بیابیم . مطمن هستم باران

یک روز به اشتباه خود پی خواهد برد . اما سعی ما این نیست که مطلقا باران را فریب بدهیم

میخواهیم خود باران متوجه بی کفایتی هادی بشود

 

 

 

هادی تو نمیتوانی باران را بگیری تو همچنان که صنم را از دست دادی ؟ باران را هم از دست

خواهی داد .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 18:35  توسط دوستان | 
 

لباس های که او میپوشد نمادیست از او . تفکر او و زندگی او

زیبای در صنم خلاصه شده و او زیباترین است

صنم تبریزی دختری که  به راحتی از دست هادی پر کشید

و حسین او را شیفته خود کرد . حال دیگر صنم هیچ بهایی برای هادی نمیدهد

تمام وجودش در چشمان حسین گره خورده

صنم تبریزی دختری که همه ما فکر میکنیم چیزی از باران ک و ث ری کم ندارد و شاید هم

بزرگتر و بهتر از او باشد . زمانی دوست هادی بود البته دوست هم که نمیشه گفت .

صنم میخواست دوست بشه ولی هادی از دست کارهای او خسته شد و یکباره رنگ عوض کرد

صنم هیچ گاه با او سره یک میز ننشت . هیچ گاه دست در دست او نداد ولی ارتباط مجازی

و اس م اس گونه ای خوبی با او داشت . صنم تبریزی برای ادامه زندگی به لندن مهاجرت

کرده و شدید ا دوست داره حسین هم بره پیشش . صنم همیشه برای ما بزرگ بوده نه به خاطر

پولش . نه به خاطر خوش زبونیش و زیبایش . فقط . فقط به خاطر خون گرمی و معصومیتش

. حالا که من میگم معصومیت خیلی ها فکر میکنند معصمومیت دختر فقط اون پرده بکارتی است

که داره . یا چادر سر کردنشه . یا بدون دوست پسر موندنشه . نه این طور نیست

صنم خیلی خیلی پاکتر از این دختر های چارچوب دار و بسته است . اون با اون همه ازادی

داره شرافتمندانه زندگی میکنه . و اینو همه ما میدنیم که صنم خیلی زیباتر از امثال ک و ث ری

است . و هم پرستیژ بالایی نسبت به باران داره هم از نظر ظاهری و هم از نظر فیزیکی . ولی باران

هم برای هادی لقمه بزرگی است خیلی خیلی بزرگ . باران دختر کی است . پدرش کی است ؟

به این مساله خوب فکر کنید . باران رو تمام ایران میشناسن و همه بهش احترام میزارن

اون هم یکی از بهترین دختران ایران است . کلا هر چی دختره خوبه گیر هادی میاد  .

ولی باید مساله رو بررسی کنیم بیبنیم هادی توان ادامه دادن با باران رو داره یا نه ؟

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 15:8  توسط دوستان |